عزت الله مولايى نيا همدانى
224
نسخ در قرآن ( فارسى )
مسلمانان را براى اولين بار در تاريخ تفسير از آغاز فرويش وحى بر محمد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - تا آن روز ، مورد تجاوز قلمى قرار داده و يك تنه منكر جريانى شده است كه تا آن زمان ، برايش همرهى ، در بىباكى و تهور و جسارت در پهنهء تاريخ اسلام ، نمىشناسيم . و اگر شرح حال اين مرد اعتزالى را با تمامى برخوردها و عكسالعملها كه از سوى مدافعان حريم قرآن از تمامى مذاهب اسلامى تاكنون ، ابراز شده ، جمعآورى كنيم ، حجم اين پرونده به يقين ، سر از چند جلد قطور در مىآورد كه از حوصلهء يك رساله بيرون بوده و خود يك رساله جداگانه مىطلبد . 2 - در حقيقت آنچه را كه ميدانداران اصول فقه و كلام ، تفسير ، تاريخ از آرا و نظريات وى گزارش كردهاند ، يك اصول ثابت و آراى واضح و روشنى نيست ، زيرا : اولا ادلهء وى بر فرض داشتن آن ، به روشنى براى ما گزارش نشده است ، بلكه تنها مطالب پراكندهاى از تطبيقها و توجيهات مكتب وى به ما رسيده است . از اين رو واقعا هيچ دانشمندى نمىتواند به طور قطع بگويد كه : وى دلايل قاطعى در ارتباط با نظريهاش داشته است و يا فلسفهء قابل قبولى ؛ زيرا اجماع همهء امت اسلامى بر جواز « نسخ » و وقوع آن در عصر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و پذيرش آن در طول سه قرن از طرف صحابه و تابعين و نسلهاى بعدى ، بدون هيچ اعتراض و مخالفتى از يك سو و استدلال و تمسك همه و پژوهشگران اسلامى در تمامى عرصهها به وقوع « نسخ » در قرآن در عصر رسالت و اعتقاد و باور قطعى آنها بدان و ظهور فلاسفهء اسلامى و دانشمندان كلام و ميدانداران علم بلاغت و رهبران حوزهء فقه و اصول فقه ، و تفسير و متفكران بزرگ اسلامى از قبيل : غزالى ، قرافى ، طوسى ، مفيد ، علم الهدى ، و . . . ، رازى ، ابن حاجب و غير آن . از سوى ديگر ، با وجود همهء اين امور و مسائل و دلايل جدا بسيار مشكل است كه خردمندى تصور كند كه شايد ، دلايل صحيح و يا فلسفهء عقلى قابل قبولى بوده و ابو مسلم مذهب تفسيرى خودش را بر پايهء آن نهاده و تمامى انديشمندان و متفكران اسلامى در تمامى قرون از آن بىبهره بوده و اطلاعى نداشتهاند و هيچكدام از آنها حقيقت شريعت محمدى را جز